اسكندر بيگ تركمان
740
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
ملك صفات اشرف را كه بجهة اطمينان خلايق بر در كرباس سعادت اساس توقف داشتند صحيح و سالم دريافته سجدهء شكر سلامتى ذات اقدس بجاى آورده بر سر مهمات خود رفتند و خاطرهاى پريشان بجمعيت آباد آرميدگى روى [ 520 ] آورد الحمد اللّه رب العالمين چون در اين سال بعضى از قضايا روى داده كه تحرير آن در طى وقايع سال مذكور لازم بود لهذا خامهء بدايع نگار قبل از گزارش بقيهء احوال قلعهء شماخى بتحرير و تسويد آن پرداخته روى به مقصد ميآورد انشاء اللّه تعالى . ذكر احوال امير كونه خان و بدست آوردن بعضى قلاع و فتوحات كه باقبال همايون شاهى او را در ايروان دست داد و از ايراد آن چاره نبود بر صحيفهء ضمير خرد پروران عاشق سخن و مطالعه كنندگان اخبار نو و كهن بقلم انديشه چنين مينگارد كه امير كونه خان را كه بايالت و دارائى ايروان معزز و سربلند گرديده بميامن اقبال روزافزون سعادت بنيان بعضى فتوحات در سال گذشته و بعضى در اين سال روى داده مسود اوراق بنابر ارتباط سخن قضاياى سال نو و كهن را به يكديگر اتصال داده بيان مينمايد كه چون امراء و عساكر ظفر نشان بنوعى كه سبق ذكر يافته به تعمير قلعه ايروان پرداخته ذخيره و يراق سرانجام يافت و امير كونه خان و اتباع او را كه در اين چند سال بعضى اوقات در النجق و اردوباد و چند گاه در نخچوان بسر ميبردند در آنجا گذاشتند مشار اليه بنيروى شجاعت و مردانگى و هوس جانفشانى در راه ولى نعمت دل اخلاص گزين كه بهين عطيه ايزديست بر كرم الهى و اقبال بيزوال شاهى بسته در آن خراب آباد كه مطلقا ساكن دارى و نافخ نارى نبود و در آن وحشت سراى بىسرانجامى اثرى از آبادانى يافت نميشد ساكن گشته از امراء تابين و اتباع و مردم خود هر كس را محل اعتمادى ميدانست در قلعه جاى داده ديگران را در بيرون و مواضع قريبه كه خراب و ويران بود مسكون گردانيد و از مردم ايل و الوس و تراكمات متفرقه آذربايجان جمعى را مستمال گردانيده بايروان آورد . اويماق آغچه قوينلوى قاجار و ايل موسى اعلى ثبات كه حسب الامر الاعلى از عراق آمده بملازمت او مأمور بودند همگى را در محل مناسب ايروان و شرور يورت قشلاق داد و چون اكثر اوقات عبور لشكر رومى از طرف ايروان است چنين قرار يافته بود كه تا استقرار مهمات آذربايجان آن محال نامزروع و ويران بوده باشد تا در هنگام ورود لشكر مخالف ذخيره ناياب باشد امير كونه خان معروض داشت كه اگر رخصت همايون باشد غازيان به جهت عليق اسبان به قدر زراعتى در حوالى و حواشى قلعه نمايند اگر قبل از رفع حاصل آوازهء ورود لشكر مخالف بوده باشد فى الفور زراعت را ضايع و نابود ميتوان كرد و اگر بحصاد رسد در روز بقلعه آورده موجب توسعهء معاش غازيان گردد بعد از استجازه بذر بسيار سرانجام كرده با گاوهاى غارتى الكاء مخالف او و مردم ايل و اويماق و غازيان زراعت بسيار در حدود قلعه و مواضع قريبه ميكردند . بعضى از رعاياى فرومايهء ايروان نيز كه در گوشهها خزيده و استطاعت رفتن عراق نداشتند بوى آبادانى شنيده يك يك و دو دو آمده در هر موضع دو خانه و سه خانه بهمرسيده برزيگرى ميكردند